شرح زندگی روزانه در ایراج
زندگی روزانه در ایراج تقریباً از هنگام سپیده دم و با جمله " خدایا به امید خودت، نه به امید خلق روزگار " شروع می شود. بعد از نماز صبح به گوسفندان سر کشی می کنند و به آنها آب و آذوقه می دهند . کم کم که هوا روشن تر می شود مرغ و خروسها را از آشیانه بیرون میکنند و به آنها آب و دانه می دهند . پس از صرف چند لقمه صبحانه ، گوسفندان را از آغل خارج کرده ، آنها را به دم دروازه و روی کتل گله می رسانند و در هنگام طلوع آفتاب تقریباً تمامی گوسفندان روی کتل گله جمع می شوند و آنها را به چوپان سپرده ، خود اهالی به خانه بر می گردند . پس از آن ، زنها زنبیلی را که از برگ درخت خرما ساخته شده ، برمی دارند و جهت چیدن علف برای گوسفندان به اصطلاح " دم خونه ای " راهی دشت می شوند و مردها هم عده ای به کار بنایی و بعضی به کار شخم زدن زمین می پردازند و عده ای هم برای جمع آوری محصولات بیابانی از قبیل زیره ، بادام کوهی ، انغوزه و ... ( بسته به فصل آنها ) به صحرا می روند ، همچنین بعضی از مردها برای آوردن خاک از صحرا به آغل( واله صحرا ) یا از آغل به دشت ( واله دشت ) ، سوار بر الاغ راهی می شوند .
یکی دو ساعت از روز گذشته ، زنان زنبیل های پر از علف را بر دوش گرفته به طرف خانه حرکت می کنند ، البته مردهایی که واله دشت می برند در راه برگشت زنبیل علف را بر روی الاغ می گذارند و به خانه می برند . ( البته ناگفته نماند که جدیداً در عصر تکنولوژی ، بعضی آقایان با موتور سیکلت زنبیل های علف را به خانه می رسانند ...) .
و اما خانمهایی که خود زنبیل علف را بر دوش می کشند در راه با توجه به سربالایی ملایم از دشت تا خانه ، در سایه دیوار باغها برای رفع خستگی زنبیل را زمین می گذارند ، که کم کم بزم آنها گرم و بساط اختلاط مهیا می شود تا وقتی که سایه کوتاه شود و گرمای آفتاب آنها را متفرق کند .
... تقریباً دیگر نزدیک ظهر است ، غذایی برای ناهار فراهم می کنند که اکثراً حاضری است . پس از نماز و ناهار ، یکی دو ساعتی را عموما در دالان خانه که هوای خنک تری دارد ، استراحت می کنند و حدود ساعت دو ، سه بعد از ظهر دوباره زنبیل بر دوش راهی دشت می شوند تا این بار برای گوسفندانی که از صحرا بر می گردند علف بچینند .
هنگام غروب آفتاب ، زنان ده به طرف دم دروازه و کتل گله حرکت می کنند تا گوسفندانی را که صبح به صحرا فرستاده اند به خانه هدایت کنند . ( مخصوصاً اگر کرّه امسالی گله کرده باشند ، باید با دست پر به استقباش بروند و با محبت و ملایمت آن را به خانه بیاورند تا راه خانه را یاد بگیرد )
هنگام برگشت گله در غروب ، نقطه اوج رونق و بیا و برو در ایراج و یکی از مفرح ترین لحظات است .
پس از ورود گوسفندان به خانه ، مقداری از شیر آنها را می دوشند و سپس بزغاله ها را رها می کنند تا شیر باقی مانده را بخورند .
بعد از اذان مغرب ، نماز را در اول وقت می خوانند و بلافاصله سر سفره شام می نشینند . بعضی از پیرزنها و پیر مردها پس از خوردن شام به رختخواب می روند ، اما جوان ترها به شب نشینی همسایگان یا پدر بزرگها و مادر بزرگها می روند ، و تا یکی دو ساعت گل می گویند و گل می شنوند و مادر بزرگها و پدر بزرگها از خاطرات قدیمی خود می گویند ؛ مخصوصاً شبهای زمستان پدر بزرگها در حالی که زنبیل درست می کنند ( گُشک می بافند ) قصه های قدیمی را برای فرزندان و نوه های خود تعریف می کنند .
... و سرانجام یک روز زندگی سالم و همراه با فعالیت در ایراج پایان می یابد و با جمله " بخوابم به دست راست ، وخیزم به راه راست ، اگر ور نَخِستادم ، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علی ولی الله " به رختخواب می روند .
( مطالب فوق شرح عمومی زندگی در ایراج است و بسته به فصول مختلف، مثلا فصل درو ، فصل کاشت و... تغییراتی در الگوی بالا ایجاد می شود . )
اباذر نجفی
مطالب مرتبط