آفتاب الهی ،ابوالحسن خرقانی

آنکه پاینده و باقی است خدا خواهد بود.
از سلطان العارفین بایزید بسطامی نقل کرده اند که هر سال یک بار به رباط دهستان می آمد و بر فراز تلّی ایستاده همانند کسی که بوی خوشی استشمام نماید نفس می کشید . چون علت را از وی پرسیدند ، گفت:
زین سو بوی یاری می رسد        کاندرین ده شهریاری می رسد
بعد چندین سال می زاید شهی             می زند بر آسمان ها خرگهی
رویش از گلزار حق گلگون بود            از من او اندر مقام افزون بود
چیست نامش گفت نامش بوالحسن        حلیه اش را گفت و ابرو و ذقن
قد او و رنگ او و شکل او             یک به یک را گفت از گیسو و مو
                           ===================
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری درباره شیخ ابوالحسن خرقانی چنین نویسد :
آن آفتاب الهی ، آن آسمان نامتناهی ، قطب زمان ، ابوالحسن خرقانی پیشوای اهل طریقت و راهنمای سالکان راه حقیقت ، در درگاه حضرت عزت آشنایی عظیم داشت .
                          ===================
بر سردر خانه شیخ چنین نوشته بود :
هرکه در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش نپرسید
"چه آنکس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد ، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد ".


آن دوست که دیدنش بیاراید چشم         بی دیدنش از گریه نیاساید چشــــم
ما را ز برای دیدنش باید چشــــــم         گر دوست نبیند به چه کار آید چشم


حق تعالی قسمت بندگان پیدا کرد  هرکس نصیب خود برداشتند
نصیب جوانمردان یعنی اولیاء ، اندوه بود


عالمان آن گویند که شنیده باشند ، جوانمردان آن گویند که دیده باشند .


الهی
خلق تو شکر نعمت های تو کنند
من شکر بودنِ تو کنم ،
نعمت ، بودن توست

مؤمن را همه جایگاه ها مسجد بوَد
و روزها همه آدینه

و ماه ها همه رمضان
هرکجا باشد در زمین چنان زید که در مسجد
و همه ماه ها را
چنان حرمت دارد که ماه رمضان را
و همه روزها را چنان کند که روز
آدینه


گرد آوری و تنظیم : محسن شهبازی

 

مطالب مرتبط