قانون عمل و عکس العمل

آدمی تنها آن چیزی را که می دهد باز می ستاند . پندار و کردار و گفتار انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می گردد. این قانون کارما است یعنی بازگشت . آنچه آدمی بکارد همان را درو می کند. دوستم می گفت همه کارماهای من با عمه ام ارتباط پیدا می کند هر چه به او بگویم کسی دیگر عیناً همان را به من می گوید. یک روز که داشتیم غذا می خوردیم عمه ام شروع کرد به صحبت با من ، من هم گفتم  حرف نباشد می خواهم در آرامش غذا بخورم . روز بعد با فردی ناهار می خوردم که خیلی میل داشتم روی او اثر بگذارم . داشتم با شور و شوق صحبت می کردم که گفت حرف نباشد می خواهم در آرامش غذا بخورم .
انسان تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آینه خیال در آنجا ببیند. انسان نخست شکست یا موفقیت و غم یا شادی را در صحنه خیال می بیند آنگاه شکست یا موفقیت و غم و شادی او عینیت می یابد این امر را در مورد مادری که برای کودک خود بیماری تصور کرده است دیده ایم .
زنی صاحب اراده ای نیرومند خواهان تصاحب خانه ای بود متعلق به یکی از آشنایانش و اغلب در ذهن خود مجسم می کرد که در آن خانه زندگی می کند .  در این بین مالک آن خانه مُرد و زن به آنجا نقل مکان کرد چند سال بعد که در مسیر شناخت قانون معنویت قرار گرفت از من پرسید فکر می کنی من نیز در مرگ آن مرد سهمی داشتم گفتم البته. آرزوی تو چنان نیرومند بود که هر مانعی را از سر راه برمی داشت اما تو نیز نتیجه کارمای خود را پرداختی چون چندی نکشید که شوهرت در گذشت . زن به رغم میل شدید به تملک آن خانه باید می گفت : خدایا ، ای خرد لایتناهی آن خانه ای را که تو برایم می خواهی به من عطا فرما خانه ای به همین زیبایی . خانه ای که بنا به حق الهی از آن من باشد .

اسکاول شین

 

 

 

مطالب مرتبط