ابلیس
ابليس مشتق است از شطن به معنى بَعُدَ ، يعنى دور از خير وصلاح ، يا دور شدنى كه از درگاه حضرت آفريدگار مطلق رانده شده است . يا از شاط يشيط مىباشد كه به معنى هلاك شدن است ، بنابر اين وزن آن فعلان است ووجه تسميه آن نيز ظاهر است .
در مجمع السلوك گفته است : شيطان آتشى است ناصاف كه آميخته به تاريكى كفر است در جسم و روان آدمى مانند جريان خون روان .
مفسرين در تفسير اين كلمه از آيه مباركه "شياطين الجن والانس" اختلاف دارند ، برخى گفتهاند شياطين همگى فرزند ابليسند جز اينكه فرزندان خود را دو قسمت ساخت ، قسمتى را مأمور وسوسه بنى نوع بشر ساخت وقسمت ديگر را مامور وسوسه جن كرد پس قسم اول شياطين انس وقسم دوم شياطين جناند . قول دوم آن است كه شياطين هر متمرد نافرمانى از نوع جن وانس را نامند واز اين رو پيغمبر (ص) به ابوذر فرمود : "هل تعوذنّ باللَّه من شر شيطان الانس والجن" ؟ ابوذر گفت : مگر بنى آدم را نيز شياطين باشد ؟ فرمود : بلى شياطين انسشريرتر از شياطين جناند . واين قول ابن عباس است بنقل از فخر رازى .
حدوداختياراتشيطاندروجودبشر
تصرّف شيطان در وجود انسان تنها وسوسه قلبى وايجاد انگيزه به گناه وبهتر نماياندن بديها وبالعكس است وجز اين تسلّطى ندارد كه سلب اختيار نمايد بلكه وجود او مكمّل اختيار مىباشد وخداوند از ابتدا وجود چنين عامل وسوسهاى را در ساختار بشر منظور داشته بود وآن را از اجزاء لازمه حيات او در عالم تكليف قرار داده بود چنانكه در پاسخ شيطان كه گفت : انظرنى (مرا مهلت ده) فرمود : "انك من المنظرين" ؛ (تو خود از جمله مهلت داده شدههائى) از اين پاسخ بر مىآيد كه چنين مهلتى از جانب خداوند نه به اجابت خواسته او بوده بلكه از نخست چنين امرى مقرر بوده است چنانكه در مورد آدم از پيش مقرر بود در زمين زندگى كند ورفتن او به بهشت مقدّمه اين كار بوده است .
آيه ديگرى كه دالّ بر اين امر است :"وما كان له عليهم من سلطان الّا لنعلم من يؤمن بالآخرة ممن هو منها فى شك وربك على كل شىء حفيظ" ؛ شيطان را بر مردمان سلطهاى نبود جز آن كه اين تمكن (وسوسه در دل بشر) به وى داديم تا مؤمنان به آخرت وشك داران در آن را از نظر بگذرانيم . وخداوند مراقب هر چيزى است . (سبأ:21)
از اين آيه نيز استفاده مىشود كه خداوند خود خواسته ومصلحت ديده كه شيطان يكى از عوامل بر سر دوراهى قرار گرفتن بشر باشد تا انسانها را بیازماید .
مطالب مرتبط