بررسي رشد و تحول اخلاقي در بين نوجوانان بزهکار


هدف از پژوهش حاضر بررسي رشد و تحول اخلاقي در بين نوجوانان بزهکار و مقايسه آن با رشد و تحول اخلاقي نوجوانان عادي (غيربزهکار) است . دراين پژوهش متغيرهاي سن و جنسيت کنترل شده است . آزمودنيهاي پژوهش حاضر از بين نوجوانان (14)،(15)،(16) ساله پسر انتخاب شده‌اند. تعداد آزمودنيهاي پژوهش حاضر 60 نفر بودند (30 نفر بزهکار پسر و 30 نفر غير بزهکار پسر).
پژوهش حاضر براي دستيابي به اهداف زير انجام گرفت : -1 اندازه‌گيري سطح و کيفيت رشد و تحول قضاوت اخلاقي در بين نوجوانان بزهکار و غير بزهکار ايراني. -2 بررسي قضاوت اخلاقي در بين نوجوانان بزهکار و مقايسه آنان با نوجوانان عادي. -3 بررسي مقايسه‌اي قضاوت اخلاقي در بين نوجوانان بزهکار سابقه‌دار و بزهکاران بدون سابقه ارتکاب اعمال بزهکارانه. -4 بررسي رابطه بين سطح و کيفيت قضاوت اخلاقي با نوع "بزه " ارتکابي توسط نوجوانان که در اين پژوهش سه نوع بزه (سرقت ، ضرب و جرح و جرائم جنسي و تجاوز به عنف) دراين زمينه با يکديگر مورد مقايسه قرارگرفته‌اند.
فرضيه اصلي و فرضيه‌هاي ويژه پژوهش حاضر به‌ قرار زيراست : -1 نوجوانان بزهکار نسبت به نوجوانان غيربزهکار از لحاظ رشد و تحول قضاوت اخلاقي در سطوح پايين تر و متفاوت تري قرار دارند. -2 نوجوانان بزهکار سابقه‌دار نسبت به نوجوانان بزهکاري که براي اولين بار گرفتار شده‌اند صداقت کمتري در پاسخ دادن به داستانهاي تحول اخلاقي دارند. بنابراين خود را در قضاوتهاي اخلاقي بهتر جلوه داده و نمرات بالاتري مي‌گيرند. -3 بين نمرات تحول اخلاقي سه گروه از بزهکاران (سرقت ، ضرب و جرح و تجاوز به عنف) تفاوت وجود دارد. ابزار پژوهش حاضر عبارتنداز : " آزمون سنجش به تفکر انتزاعي " پياژه (شناوري اجسام) و آزمون‌اخلاقي کلبرگ که شامل 5 داستان مستقل است . روش بکار رفته در اين پژوهش ، روش باليني پياژه و کلبرگ است ، بدين صورت که ضمن اجراي آزمون تفکر انتزاعي پياژه روش مصاحبه باليني جهت پي‌بردن به عمق تفکر آزمودني‌ها اجرا شد. دراجراي آزمون اخلاقي کلبرگ نيز با استفاده از روش باليني کلبرگ سعي شد با سئوالات باز و هدايت شده به زواياي فکر آزمودني در پاسخ به داستانهاي اخلاقي پي ‌برده شود. دراين پژوهش فقط به آزمودنيهاي داستانهاي تحول اخلاقي ارائه داده ‌شد که قبلا با آزمون سنجش تفکر انتزاعي رسيده بودند . پس ‌از اجراي‌آزمون تحول اخلاقي، پاسخهاي آزمودنيها بر طبق روش خاص و با استفاده ازکليد تصحيحي که کلبرگ و رست ارائه داده‌اند تصحيح و نمره‌گذاري شد و سپس با استفاده از مدل آماري "t" استودنت و تحليل واريانس يک متغيري ميانگين‌هاي به دست آمده جهت روشن شدن معني‌دار و يا غيرمعني‌دار بودنشان با يکديگر مقايسه شدند. نتيجه‌گيري آماري به شرح زيراست : -1 ميانگين نمرات نوجوانان بزهکار در مقايسه با نوجوانان عادي با سطح اطمينان 99 درصد معني‌داربود. -2 ميانگين نمرات تحول اخلاقي بزهکاران با سابقه در مقايسه با بزهکاران بدون ‌سابقه ارتکاب اعمال بزهکارانه با سطح اطمينان 95 درصد معني‌دار بود. -3 تحليل واريانس يک متغيري مربوط به ميانگين سه گروه از بزهکاران (سرقت ، ضرب و جرح و تجاوز به عنف) معني‌دار نبود .

                                                                                      

صابرمؤید



 

 

 

مطالب مرتبط