نوجوانان بزهکار
گروه اول
کسانی هستند که تا آستانه بلوغ در
خانوادههای نسبتا متعادل بزرگ شدهاند ولی
در دوره فاصله گرفتن از خانواده توسط
افراد منحرف به مصرف الکل یا مواد مخدر کشیده
شدهاند. مصرف الکل و مواد مخدر بخصوص در
سنین پایین باعث صدمه زدن به مغز میشود
و رشد طبیعی را بهم میزند. این مصرف
زمینه مساعدی برای رشد نابهنجاری جنسی و
ناتوانی در کنترل رفتار ایجاد میکند و
نوجوان را برای دست زدن به سایر جرائم آماده
میکند و ممکن است بتدریج او را به سوی
بزهکاریهای دیگر و حتی خودکشی سوق دهد.
گروه دوم
نوجوانانی هستند که از زمان کودکی دچار
مشکلات خانوادگی ، فقدان یکی از والدین
فشارهای شدید مالی ، اختلال جسمی یا سوء
استفاده جنسی طولانی بوده و از همان کودکی
دچار اختلالات عاطفی - رفتاری بودهاند.
خطر ابتلا به الکل و مواد مخدر و سایر
بزهکاریهای نوجوانی در این گروه از نوجوانان
بسیار بیشتر است. آنان به سادگی جذب گروه
همسالان منحرف میشوند.
دلایل بزهکاری ، پیچیده است. بزهکاری
برخی از نوجوانان صرفا به دلیل
ناراحتیهای شدید روانی آنان است. این گروه شامل
جامعه ستیزهای اجتماعی نشده (نوجوانانی که
قراردادها و قوانین اجتماعی را زیر پا
میگذارند بیآنکه احساس تقصیر کنند) و افراد
دارای اختلال عصبی است (نوجوانانی که
دچار اضطراب یا کمرویی شدید هستند). تاریخچه
زندگی نوجوانان بزهکار غالبا مملو از
فقر سلامت روانی در دوره کودکی و بیقراری
و تحریک پذیری است. گروهی از نوجوانان
بزهکار حاصل فقر اجتماعی و فرهنگی محیط
زندگی خود هستند.
روابط سرد با مادر در دوران کودکی ،
همدستی با مادر در مقابل پدر و درگیری با وی ،
داشتن والدینی خلافکار و همانند سازی با
سایر بزرگسالان بزهکار نیز از جمله عوامل
زمینهساز بزهکاری نوجوانان است.
نوجوانانی که زمینه خانوادگی از هم گسیخته یا
زمینه روانی– اجتماعی بزهکاری دارند
دوستانی انتخاب میکنند که از نظر شخصیتی
شبیه خودشان هستند و به این ترتیب گروههای
نوجوانان بزهکار تشکیل میشود. معمولا
در پشت پرده روابط این نوجوانان ،
بزرگسالان بزهکاری را نیز میتوان یافت که
نوجوانان را وسیله دستیابی به اهداف غیر
قانونی و غیر انسانی خود قرار دادهاند.
ویژگیهای روانی اجتماعی و شخصیتی اعضای
گروههای نوجوانان بزهکار از نظر در هم
ریختگی خانواده، طرز تلقی خصمانه نسبت به
مدرسه و بیاعتنایی به ارزشها و باورها و
سبک زندگی عمومی جامعه تا حد زیادی شبیه به
یکدیگر است و هر چه دوستی و ارتباط آنان
گسترش مییابد تاثیر بیشتری بر یکدیگر
میگذارند و شباهتشان با یکدیگر افزایش
مییابد .
درمان نوجوانان بزهکار بخصوص آنان که از
الکل و مواد مخدر استفاده میکنند و چند
انحراف دارند، در قدم اول مستلزم جدا نگه
داشتن آنان از محیط آلوده و ارتباط با
افراد ناباب است، ترک مصرف الکل و مواد
مخدر باعث تغییرات مثبت در عملکردهای مغزی
این افراد شده و آنان را بتدریج به حالت
عادی برمیگرداند و برای مراحل بعدی درمان
آماده میکند. در مرحله دوم باید به این
نوجوانان کمک کرد تا در محیط طبیعی زندگی
و به عنوان افرادی که مشکلی دارند که
باید حل شود، پذیرفته شوند.
بدون پذیرش این مشکل امکان مقابله واقع
بینانه با آنان بوجود نخواهد آمد. در برخی
از نوجوانان که دچار اختلال استرس پس از
سانحه شده و از ناراحتیهای ناشی از
مشکلات جسمی و یا سوء استفاده رنج
میبرند، علاوه بر اقدامات فوق لازم است
از روش فراخوانی مواد سرکوب شده به سطح
هوشیاری نیز استفاده شود تا با رها شدن از
فشار واقعههای گذشته و ارزشیابی مثبت
از خود توانایی ایفای نقشهای سالم
در آینده را بدست آورند.
مطالب مرتبط