آسمان می بارد
آسمان می بارد
و زمین می بالد
لحظه ها می بارند
سایه ها می دانند
چشم من ناظر بود
و دلم حاضر بود
و وجودم عاشق
مست این بارش بود
آسمان می خواند
و زمین می داند
لحظه ها می آیند
سایه ها می گویند:
"ناظر بارش رحمت، عشق را باور کن"
ریشه در خاک دوید در پی عشق ازل
شاخه ها سر به فلک ناظر گرمی عشق
سایه ها می دانند حکمت بودن را
آدمی در پی نان، عشق از یاد ببرد....
سفره رحمت او، همه جا گسترده
آدمی چشم ببست، عشق از یاد ببرد....
ریشه و ساقه و سایه
میوه و نور ، و اینک لحظه
همه جا قصه وصل است
و این سفره عشق
که گستردگیِ عالم هستی دارد
آدمی در پی نان چشم بر عشق ببست.....
"ناظر بارش رحمت، عشق را باور کن"
( فروزنده زهرایی- تورنتو –کانادا )
مطالب مرتبط